X
تبلیغات
آزادی برای آزادی
 

" گذری بر انتخابات مجلس شورای اسلامی دوره ی نهم شهرستان های قروه و دهگلان "


     همانطور که در جریان بوده و هستیم، انتخابات مجلس شهرستان های قروه و دهگلان در دوازدهم اسفند ماه ۱۳۹۰ که نهمین دوره ی آن بود برگزار شد. از همان روز های آغازین پاییز و شاید اوایل تابستان حدس و گمانه زنی های فراوانی در چگونگی صحنه ی انتخابات در سطح مسائل سیاسی منطقه ای و ملی و ارتباط آن با سیاست های مرکز، در جریان بود. آنچه مشخص بود، فضای آرام حاکم بر انتخابات به دلایل مختلف از جمله ورود یا عدم ورود اصلاح طلبان به فضای انتخابات بود همین امر موجب یکدست شدن فضای حاکم شده بود و راه را برای ورود کاندیداهای جدید فراهم کرده بود. از همان اوایل تعدادی از تحصیل کردگان دانشگاهی و فعالان سیاسی منطقه، همراه با مردم خسته از وعده وعید ها و شرایط بد اقتصادی و بی کاری جوانان و خیلی از مسائل ناگفته ی دیگر فضای انتخابات را به سمت تحریم حرکت می دادند اما در روز انتخابات بر خلاف انتظار، حضور مردم چشمگیر بود.بدیهی است که تبلیغات طرفداران تحریم یارای مقابله با تبلیغات پوپولیستی نامزد های انتخاباتی را نداشت. پیش بینی می شد تقریباً بین ۶۵۰۰۰ تا ۸۰۰۰۰ نفر در انتخابات شرکت کنند اما بیش از ۱۰۰۰۰۰ نفر از مردم منطقه پای صندوق آمدند. هیچ کس در آغاز فکر نمی کرد دکتر حامد قادرمرزی جوان، پیروز انتخابات شود عوامل و پارامتر های تأثیر گذار  در پیروزی حامد جوان را می توان به صورت زیر بیان کرد:

۱) جوان بودن و انرژی فوق العاده

۲) میزان تحصیلات

۳) پشتیبانی نیرو های تحصیل کرده و تقریباً به طور نسبی روشن فکر جامعه در عقبه ی تیم انتخاباتی

۴) ضعیف بودن کاندیدا های رقیب

۵) غفلت سید عماد حسینی نماینده ی قبلی که همچنان مست پیروزی بود

۶) تبلیغات پوپولیستی و شناخت تیم تبلیغاتی حامد جوان از خواسته های مردم

۷) CD های او و به تصویر کشیدن فقر آشکار منطقه و تأکید بر پایداری خانواده اش به فرهنگ سنتی

۸) آشنا بودن نام ایشان و مظلومیت نام حبیب الله قادرمرزی در منطقه به خاطر ابطال انتخابات گذشته در حالی که به مجلس راه یافته بود

     در زمینه ی حمایت نیرو های تحصیل کرده می توان به حمایت اساتید دانشگاه کردستان، دانشکده ی علوم که بعضی از اساتید آن خود متولد روستای قادرمرز هستند اشاره کرد. همچنین حمایت فرهنگیان  دهگلان که شاید یکی از انتخابات های منطقه بود که منفعل نبودند. اما نقدی بر اقشار فرهنگی وارد است که متأسفانه انتخابات را با دیدی ظاهری نگاه کرده و به جای اینکه از فضای انتخابات و تریبون های موجود برای آگاه سازی جامعه، تمرین دموکراسی، آماده کردن جامعه برای شرایط بحران، القای تفکرات سیاسی، آشنایی مردم کردستان با تاریخ گذشته ی خود و بازیچه قرار گرفتن توسط قدرت های بزرگ در طول تاریخ به  فرستادن یک نفر به مجلس بسنده می کند و تا چهار سال بعد خبری از تعامل فکری با نماینده هم نیست.

      آقای حسینی فکر می کرد آرای او با یک تصاعد هندسی رشد خواهد کرد او فکر می کرد که آرایش همانند دوره های قبل از ۷۰۰۰ به ۱۵۰۰۰ و از ۱۵۰۰۰ به ۳۰۰۰۰ خواهد رسید و در این دوره انتظار داشت ۶۰۰۰۰ رأی کسب کند. تصاعدی هندسی با قدر نسبت ۲! غافل از اینکه آرای دور قبلی اش به  کمتر از نصف نیز می رسد .شکی نیست که سید عماد حسینی یکی از نمایندگان دارای تخصص در مجلس بود و در مسأله ی فرمانداری شدن بخش دهگلان اعتقاد به عدم تأثیر گذاری او دور از انصاف است اما یکی از عوامل شکست ایشان چسبیدن به قدرت برای به دست آوردن نیاز های منطقه و پیشرفت قدرت سیاسی خود بود اگر او به فعالیت های سیاسی و تلاش در جهت بیان درد ها ورنج های مردم و مسائل فرهنگی و اجتماعی و سیاسی مردم کردستان فعالیت می نمودند قطعاً باز هم وکیل مردم می بودند و پشتوانه ی مردمی را از دست نمی داد .انتخابات تمام شد مردم هم به خاطر پی گیری حداقل درد ها و رنج هایشان در مجلس، دکتر قادرمرزی را به مجلس فرستادند. ایشان باید شایستگی ها و لیاقت و توانایی های خود را در مجلس به اثبات برساند. او باید همانطور که در زمان انتخابات با شفافیت و شجاعت صحبت می کرد در مجلس نیز همانگونه باشد و مردم نیز در هر زمانی از مجلس نهم حامی و پشتیبان او باشند چرا که پشتیبانی مردم  اطمینان خاطر بیشتری برای پیگیری خواسته ها خواهد داد. لازم به ذکر است موفقیت فقط شکست نخوردن نیست و انسان های بزرگ که موفقیت های بزرگ را به دست می آورند حتماً شکست های سنگین را نیز تجربه می کنند.


 

نوشته شده توسط عباسی در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ساعت 7:0 موضوع | لینک ثابت


چه رقت بار است نالیدن یک شیر

چه رقت بار است نا لید ن یک شیر! همچون گریستن یک مرد است ! همه از طوطی که در قفس اسیرش کرده اند شکوه میکنند ، به باغ وحش برو! یک نره شیر وحشی را ، پا دشاه وحوش ، سلطان جنگل که سایه اش در صحرا هراس میافکند و نعره اش در کوهسار لر زه میانداخت وسگان وروبهان وشغالان وگوسفندان وماران و سوسماران وخزند گان کثیفی که سینه بر خاک میکشند وصیادان طماعی که با تفنگ به صید میآ یند از او میهراسند ، می گریختند  و..... حال که در باغ وحش در قفسی آهنین و تنگ اسیرش کرده اند آ نچنان تنگ که سری نمی تواند برگرداند و ببین که یک خدمتکار بزدل و نوکر صفتی نگهبان او است. خوراکش می دهد! چه می دهد؟ به شیری که غزالان رمنده ی وحشی را می گرفت و می شکست و "و بماند آنچه، روباه از آن سیر می خورد" حال در یک کاسه ی رویی آبگوشتی ترید میکنند، یا تکه گوشت و استخوانی بویی ناک و یا آردی از جو و ذرت خمبر میکنند واز آنچه روبهان و شغالان و سگان و مرغان خانگی و خران وحشی و گورخران و اسبان و گاوان و شتران باغ وحش را می خورانند به او می دهند! او را با این "جانوران" هم زنجیر کرده اند تجلیل و تعظیم هم می کنند، کودکان و زنان و مردان کودک چشم و زن دل را هم به تماشا می آورند و آن ها هم دور قفسش را میگیرند و خوششان می آید: عجب یالی! عجب دمی! عجب گردنی! عجب رنگی! عجب هیبتی! عجب شجاعتی! ... آن زن ها یا شبه مرد ها یا بچه فضول های بد جنس به طرف پارس می کنند بد می گویند یا با سر چوبی او را آزار می دهند و او در گوشه ای آرمیده است و بی تفاوت آن ها را می نگرد! و غالباً نمی نگرد! بچه ها و زن ها و مرد ها فریاد می زنند و در گوش هم پچ پچ می کنند که ... دارد چرت می زند، بی حال است، غصه می خورد! جنب و جوشی ندارد! بریم سر قفس اون حیوون ها ! خرگوش ها و میمون ها و سگ ها و چغوک ها، بهترند شور و شعف و آواز و بازی! به به! یک مویز بندازی پیش میمون ها صد تا ملق برات می زنند! چیه این شیر! مغرور و متکبر و بی حال و سرد و بی جوش! همه اش اسم و شهرت و آوازه است و بی خودی! بیا ببین! بی خو د این هم اسم در کرده! شیر، روز ها پیش چشم آدم ها و حیوان ها، پیش چشم نگهبانش هرگز نمی نالد.

 

*برگرفته از آثار دکتر شریعتی


 

نوشته شده توسط عباسی در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ساعت 15:37 موضوع | لینک ثابت